تبليغاتX
دلشکسته
عاشقانه

خدایا کفر می گویم پریشانم ٫ پریشانم چه می خواهی تو از جانم٫ مرا بی انکه خود خواهم اسیر زندگی کردی تو مسئولی خداوندا بر این آغازو پایانم .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 22:59  توسط بنیامین 

موقعی که یه گلدانی شکست هر کسی یه چیزی گفت: حیف شد ......... زیبا بود کوچک بود ....   اما وقتی قلب من شکست چی؟ نه کسی فهمید ونه چیزی گفت.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 23:22  توسط بنیامین 

یه جایی نوشته شده بود اگر جوانی عاشق شد چه کار باید بکند ؟ من هم زیر آن نوشتم : باید صبر کند. برای بار دوم از انجا گذر کردم زیر نوشته ام یکی نوشته بود اگر صبر نداشت چه کار باید بکند؟ من هم با بی حوصله گی نوشتم: بمیرد بهتر است. برای بار سوم که از انجا گذر می کردم انتظار داشتم زیر نوشته ام نوشته ای باشد . اما نوشته ای روی سنگ یک قبر دیدم: صبر نداشتم........

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 23:16  توسط بنیامین  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:2  توسط بنیامین  |