|
عاشقانه
|
چه زود گذشت
چه زود گذشت برای با هم بودن و برای با هم سوختن
چه زود گذشت بی قراری دیدارمان
چه زود دستانت از درخشش نوازش به تیرگی بی مهری عادت کرد
و لبخند غبار سایه ی سردی از جلوه ی بودنت را نشانم داد
چه زود نشان کوچه باغهای خاطره را فراموش کردی
چه زود قرارمان را آفت پژمردگی زد
چه زود در بیشه ی تو آهوی سرگردانی که به تو پناه آورده بود رانده شد
چه زود بی قرار تنهایی شدیم و چه زود همراهیمان گذشت